X
تبلیغات
رایتل

شکست ناپذیر۲

فکر سرشار از عشق شکست ناپذیر می شود

برگشتم

سلام

قرار بود شنبه صبح راه بیافتیم سمت تهران که هم من تفریح کنم و هم همسرم بره کارای شناسنامه اش رو انجام بده اما چهار شنبه ظهر گفت اگه موافقی فردا صبح رااه بیفتیم که تعطیلی ها رو شمال باششیم و بعد برویم تهران...بنده هم که همیشه پایه تفریح و سفر موافقت خو را اعلام نمودم و شروع به بستن چمدان ها کردم از انجایی که احتمال مهمان بازی خونه اقوام همسر بود بسیار لباس برداشتیم و بار زدیم....

چند ماه پیش رفتیم دریا کنار و بسیار محیط خوب و لذت بخشی داشت اما اینبار یهو وسط راه گفتم برویم نمک ابرود که دلم میخواد بروم هایت خزر....بعد از حدود 12 ساعت رانندگی ساعت 8 شب رسیدیم نمک ابرود ....چشمتون روز بد نبینه شلوغ......نه تنها هایت جا نداشت که ویلاهای خود شهرک هم پر بود و ویلاهای اشغال بیرون هم 3 برابر قیمت....خدا شکر یه ویلای تمیز و مرتب گیر اوردیم.....

صبح جمعه رفتیم تله کابین و بعد هم تمام فروشگاه های تو راه نور و نوشهر و کمی خرید کردیم....بعد از ظهر از دریا لذت بردیم و شنبه صبح به سمت تهران حرکت کردیم وراه 2 ساعته تهران چالوس رو 6 ساعت تو راه بودیم.....

بنا به مسایلی ترجیح دادیم خونه فک و فامیل نریم ...قصد داشتیم هتل ارم اقامت کنیم اما جا نداشت و هتل همه اقامت کردیم.....عصر شنبه رفتیم وونک و یه سری خونه داداش همسرم زدیم.....صبح یک شنبه همسرم رفت دنبال کارای اداری و منم رفتم خونه دوسا عزیزم و با دوستام بازار رو تا ساعت 8 شب گشت زویم و من کلی خرید های خوشگل خوشگل کردم و صبح دوشنبه به سمت مشهد حرکت کردیم....و به بهترین شهر یعنی مشهد رسیدیم(دفعه های قبل وقتی می رفتم تهران...تهران برام خیلی جذاب بود و همیشه دوس داشتم تهران زندگی کنم اما اینبار واقعا تهران هیچ جذابیتی برام نداشت که هیج خیلی بد به نظر میومد از هر نظر(اعتیاد...فحشا...شلوغی...الودگی و....)اینبار که برگشتیم از همیشه بیشتر هرمو دوس دارم.)

این دو روز هم فقط به تمیزکاری و جمع و جور گذشته

تاریخ ارسال: چهارشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 02:05 ب.ظ | نویسنده: بانو | چاپ مطلب 1 نظر