X
تبلیغات
رایتل

شکست ناپذیر۲

فکر سرشار از عشق شکست ناپذیر می شود

شما ها

و حالا من اینجا نشستم با احساساتی متنتاقض و کمی گیج

نوشته های خانم شین رو می خونم می گم ا چه جالب کاش منم مثل خانم شین الان پاریس بودم....کاش یه پسر هم سن سینا داشتم بعد از خودم می پرسم اگه یه پسر هم سن سینا داشتم و می خواستم برم پاریس ایا مامانم نگهش می داشت؟

وبلاگ نوشین جون مامان هستی رو می خونم می روم تو دنیای اون چه مامان خوبیه نوشین ... جقدر واسه بجه اش پر تلاشه....چقدر خانه داره..........راستی هستی رو با خودش سفر نبرده ...من اکه دختری هم سن هستی داشتم با خودم سفر می بردمش؟

وبلاگ یاسمن رو می خونم وای خدا چه زن خوبی ...جه سعادتی داره جه دنیای زیبیایی ...چقدر می تونه باعث خیر باشه و به ادم های اطرافش کمک کنه.......

می رسم یه وبلاگ نیاز (نیروی برتر) خدا این زن جه اراده ای داره 43 کیلو ...چه رویایی ...منم باید لاغر شم.....

اوه حالا وبلاگ ویولت .....ویولت عکس گذاشته ...چه زن زیبیایی است ویولت......بگذار دقیق بررسی کنم .....خوش پوشه ......عجب زن قوی ایه.....من اگه بیمار شم می توانم مبارزه کنم؟می توانم مثل ویولت باشم؟

و........................و........................و.......................

و همه اینها در حالیه که از صبح کمد لباسهایم و ریختم بیرون که سرو سامانی بهش بدهم ...ساعت 2 ظهره و هنوز برنجم رو دم نکردم......رو تخت دراز کشیدم و لپ تایم رو گذاشتم رو دلمو تو دنیای شما ها سیر می کنم......

اره شما ها بخشی از زندگیم شدین و خبر نداشتم

تاریخ ارسال: دوشنبه 5 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 12:50 ب.ظ | نویسنده: بانو | چاپ مطلب 10 نظر