X
تبلیغات
رایتل

شکست ناپذیر۲

فکر سرشار از عشق شکست ناپذیر می شود

معجزه

هنری پشت فرمان اتومبیلش در بروکلین نیویورک با سرعتی بیش از حد مجاز می راند.قرار ملاقاتی در رابطه

 

با    کارش داشت و وقت تنگ بود.چون مار سنگی بر صخره چابک و سریع قیقاج می رفت و راهش را از میان

 

اتومبیل ها می گشود.درست هنگامی که می خواست وارد ورودی شاهراه کویین در بروکلین شود راهش را

 

خودرویی که از جاده فرعی جلویش پیچیده بود بست.هنری سرش را از پنجره بیرون اورد و چند ناسزا نثارش

 

کرد.سام راننده دیگر نمی خواست زیر بار زور برود.او نیز عجله داشت.لذا خشمش را وارد عمل کرد و سر پیچ

 

 بعدی راه هنری را بست.چند لحظه نگذشت هنری راه او را بست.همین طور که دو اقا چون دو دیوانه زنجیری

 

ارتیست بازی می کردند نقطه جوششان نیز بالا می گرفت.....

 

اما ناگهان همان طور که همه چیز یک باره اغاز شده بود با بلند شدن صدای ترمز شدید اتومبیل ها دفعتا خاموش

 

شد.هنری توقف کرد و از اتو مبیل پیاده شد تعجب کرد که سام هم درست در کنار او ایستاد .هر دو با قدم های

 

محکم وارد یک ساختمان و انگاه وارد اسانسور شدند.به هم که نگاه می کردند ابرو بالا می انداختند .از اسانسور

 

که درامدند و استانه دری را پشت سر گذاشتند هر دو گیج بودند.

 

متمدنانه که سر گفتگو ر باز کردند حقیقت اشکار شد:هنری متصدی تهیه ملزومات و سام به عنوان مشتری برای

 

سر وقت رسیدن و دیدار یکدیگر دیر کرده بودند.

 

تفسیر:

 

با ادم هایی که در بزرگراه ها و راه های پر پیچ وخم زندگی تان برخورد می کنید مهربان باشید...چون راه ها ه هم

 

 می رسند و مسیر های تازه جلو پا سبز می شوندو هرگز نمی دانید کجا یا چه وقت یکی از ان ادم ها را یک بار

 

 دیگر خواهید دید.

 

بر گرفته از کتاب معجزه های کوچک

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 16 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 11:59 ب.ظ | نویسنده: بانو | چاپ مطلب 0 نظر