X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

شکست ناپذیر۲

فکر سرشار از عشق شکست ناپذیر می شود

اومدم گرد و خاک اینجا رو بگیرم ..اومدم تا به اینجا رسیدگی کنم 

۲ ماهی میشه که مامان عزیز من درگیر دیسک کمر و رگ سیاتیکش هست...و منم تا اونجایی که می توانم سعی کردن بهش خدمت کنم و اکثر روزها اونجام....راضی ام اینقدر عادت کردم به هر روز دیدنش که دیگه فکر نمی کنم مثل قبل ها بتونم هفته ای یکی دوبار ببینمش..... 

 

دارم کتاب قدرت ارده از وین دایر رو می خونم که بیشتر در مورد مشیت الهی است و بسیار عالی و مناسب حال و روز این روزهام...... 

 

شاید به زودی تغییرات بزرگی تو زندگیمون اتفاق بیفته.... 

 

همچنان کلاس زبان پیش می ره و من خیلی راضیم....اینکه چند ماه دیگه می توانم مدرکی رو که خیلی وقته می خواستم داشته باشم برام خوشحال کننده است....

تاریخ ارسال: دوشنبه 9 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 10:37 ب.ظ | نویسنده: بانو | چاپ مطلب 0 نظر

خیلی وقته دیگه نوشتنم نمی اید..نمیدونم چرا..اما اینجا می نویسم که ماهابان رو هم حداقل واسه خودم ثبت کرده باشم.... 

ابان بر بود از مهمانی های رستورانی و دورهمی با دوستامون... 

کتاب ها خوانده شده در ابان: 

۲۱ رمز میلونر های خود ساخته (برایان تریسی) 

عظمت درون خود رابیابید(وین دایر) 

 

فیلم: 

یک حبه قند میرکریمی 

ندارها 

 

فقط برای ثبت

تاریخ ارسال: چهارشنبه 8 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 02:15 ب.ظ | نویسنده: بانو | چاپ مطلب 1 نظر

نمی دونم جرا حوصله اینجا نوشتن رو دیگه ندارم... 

کتاب ۱۰ جلدی کلیدر رو تموم کردم....کتاب گرامر تالیف بابا رو هم مرور کردم و رفتم تایین سطح زبان....تصمیمم اینه که مدرک زبانم رو بگیرم...۴ ترم مونده 

از اول مهر تا حالا ۱ کیلو وزن کم کردم..... 

گرونی وحشتناکه....یه کم ژول جمع کرده بودم تا ظلا بخرم اما اونقدر یک دفعه طلا گرون شد که دیگه چیزی که می خوام رو نمی تونم با این وضع بخرم..نمی دونم چی میشه...نمی دونم 

هفته اینده تولد همسرمه خیلی دوس دارم خوشحالش کنمممممم..خیلییییییییی 

پیشنهاد بدین لطقا

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 11 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 02:41 ب.ظ | نویسنده: بانو | چاپ مطلب 1 نظر

خرداد

خرداد هم تمام.... 

اخرین ماه بهار ...ماه تولد من.... 

غیر از تولدی که مامان اینا واسم گرفتند امسال از طرف بهترین دوست هایم سوژرایز شدم و یکی از قشنگترین خاطرات تولد برام رقم زده شد....در حالی که چند روزی از تولدم گذشته بود و اصلا انتظارش رو نداشتممممم...مرسی دوست های خوبم 

ترم دوم کلاس تیراندازی هم تموم شد و من از ژیشرفتم و ثبت رکوردم راضی ام 

کتاب راز رو خوندم 

و جلد ۱و۲ کلیدر 

فیلم johny english ...... 

و فیلم conversation with god که توصیه می کنم حتما ببینید.... 

مدتی است که سر کار نمی روم و این کسلم کرده  و احساس بطالت می کنم دوباره تو فکر سر کار رفتنم

تاریخ ارسال: چهارشنبه 31 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 10:14 ب.ظ | نویسنده: بانو | چاپ مطلب 1 نظر

...

از این به بعد می خواهم اخر هر ماه اون ماه رو واسه خورم بررسی کنم ببینم که جه کردم و چه ب من گذشته.... 

اردیبهشت ماه نسبتا خوبی بود  

مسافرت....شروع کلاس تیراندازی که عاشقشممممم....شرکت در اولین مسابقه تیراندازی و کسب رکورد نسبتا خوب اونهم  برای منی که فقظ ۸ جلسه تیراندازی کردم.....  

خوندن کتاب :؛زنانی که با گرگ ها می دوند/ که کتاب خیلی خوبی بود 

رفت و امدهای خیلی خوب با دوستامون که بسیار قرح بخش بود  

در راستای پس انداز خرید یک مدالو زنجیر بسیار ظریف و خوشگل که خیلی می دوستمش 

اومدن جواب حراست اموزشگاه و تکمیل مدارکمون و فرستاده شدن پرونده به تهران..تا ببینیم جواب نهایی چیه..... 

و البته یه سری کارا که عقب افتادن و مهمن و باید تو خرداد انجام بشن 

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 2 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 12:21 ب.ظ | نویسنده: بانو | چاپ مطلب 4 نظر

اردیبهشت خوب

فروردین ۹۰ هم تمام شد کار خاصی نکردم به جز خوندن کتاب ۵۳ ن فر بزر*گ علوی 

اما اردیبهشت با روزای خوبی شروع شده و داره به پیش میره.....اردیبهشت با یک سفر عالی دو نفره به ترکیه شروع شد....هوای عالی شهر قشنگ استانبول و خرید های خوشگلمممم...البته در برگشت حالمون گرفته شد و چمدون همسرم نیومد البته الان هم بعد ۴-۵ روز هنوز نیومده و گفتند با ژرواز امشب می اید...خدا کنه بیاد خالش خیلی گرفته شد تمام خریداش اون تو بود.......... 

 

 

کلاس تیراندازی میرم و واقعا خوشم اومده....عالیه...یکی از چیزایی که خیلی وقته دوس دارم یاد بگیرم امسال دارم بهش می رسم...مربی هم ازم خیلی راضیه...... 

 

دارم کتاب   زنانی ک با گرگ ها می دوند رو می خونم ....فوق العاده است....به نظر من همه زن ها باید بخونندش...... 

 

مامانم بین مهره ای کمرش فاصله افتاده و خیلی اذیته ....خدا کنه زود خوب شه...حال هممون گرفتس.... 

 

اردیبهشت جونم همچنان خوب و خوبتر پیش برو........

تاریخ ارسال: یکشنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 09:06 ب.ظ | نویسنده: بانو | چاپ مطلب 3 نظر

۹۰ و ۹۱

سلامممممم 

یه زمانی بود که خیلی روزانه نویسی می کردم...البته بیشتر توی دفترمممم اما حالا نه تو وبلاگ و نه توی دفتررررررر...این خیلی بدهههه  

پنج شنبه عروسی بودیم....با اینکه ارایشگاه خیلی بد درستم کرد اما خیلی خوش گذشت....جمعه ژا تختی بود و دیروز مهمونی خونه دوستامون بودیم که خیلی خوش گذشت و تا ساعت ۲ همش می خندیدیم و با کوچولوی شیرین و خوشگل دوستم کلی حال کردیممممممم 

--------------------------------------------------------------------------------------------------------- 

کلا برای عید ی مانتو خریدم و یک کفش ....اصلا چیز خوبی پیدا نکردمم....فعلا برنامه مسافرت هم نداریم.....خیلی تورها گردنن ترجیح دادیم تو اردیبهشت بریمممم 

---------------------------------------------------------------------------------------------------- 

می خواهم از سال ۹۰ بنویسم و هدف ها و هواسته های سال ۹۱  

 

 

  نود نسبتا سال خوبی بود....همسرم کارش رو به را بود....۲تا سفر خارجی رفتم و چند تا سفر داخلی.....۳ کیلو از وزنم کم کردم....کلی به دکوراسیون و وسایل خونه رسیدم........کتابم رو برای چاژ دادم انتشارات...........کنکور ارشد دادم...کمی درس خوندم ...پس انداز کردن رو یاد گرفتم

 واسه موسسه فرهنگی اقدام کردم

  

 

سال ۹۱ 

انشااله خرید خونه 

صاحب نی نی شدن 

دانشجو ارشد شدن 

۲-۳ سفر خارجی 

کم کردن وزن 

اضافه کردن ورزش به برنامه روزانه 

پس انداز  

منظم بودن 

کار کردن روی خودم از همه نظر 

مدرک زبان بگیرم

تاریخ ارسال: دوشنبه 22 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 12:23 ق.ظ | نویسنده: بانو | چاپ مطلب 2 نظر

محمود معظمی

سلام 

۳۰ بهمن ارشد پیام نور امتحان داشتم بدک نبود... 

جدیدا سی دی سمینار شاد باشید و ثروتمند شوید محمود معظمی را گوش دادم به نظر من عالی است...من که خیلی استفاده کردم و بارها و بارها گوش دادم و باز هم گوش خواهم داد و عمل خواهم کرد...پیشنهاد می کنم حتما به سایتش سر بزنید و این سی دی ها رو تهیه کنید....عالی هستند..  

 سایت مکتب کمال (محمود معظمی) 

اینم لینک خرید اینترنتی

تاریخ ارسال: دوشنبه 3 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 12:38 ب.ظ | نویسنده: بانو | چاپ مطلب 1 نظر

کاش جهانگرد بودم

هر کاری هم که انجام می دهم باز هم احساس می کنم به اندازه کافی از وقتم استفاده نمی کنم و دارم روزمرگی می کنم................. 

این روزها کتاب می خونم....کمی درس.....فیلم می بینم..... 

اما اینها کافی نیستند ...اینا راضی ام نمی کند.....خیلی کمند.... 

تو فکر کارم ...اما دیگه تدریس نه.....نمی دونم...خدایا هدایت می طلبم..... 

کاش جهانگرد بودم......................

تاریخ ارسال: جمعه 9 دی‌ماه سال 1390 ساعت 01:58 ب.ظ | نویسنده: بانو | چاپ مطلب 1 نظر

کتاب و فیلم و عکس و درس

توی ماه ابان از کتا ب خوندنم راضیم..... 

سال بلوا از عباس معروفی رو خوندم که به نظرم فوق العاده نبود 

همه روس پیان سودا زده من از مارکز رو خوندم که خوب بود و جذابیت های خاص خودش رو داشت 

عشق در سالهای مشروظه از مهناز حاج سید جوادی که به خاطر ایرانی بودن و حال و هوای قدیمی ای که داشت خوندم 

و کتاب نگزشی نو در تحلیل مسایل اجتماعی که از منبع امتحان ارشد است 

  فیلم هم فقط جدایی نادر از سیمین رو دیدم که عالی بود 

اما امروز اول اذر است امیدوارم ماه خوب و شاد و پر ثمری باشه.... 

۱۰ دی امتحان پیا م نوره و من هیچی نخوندم...خدایا کمک... 

این ماه باید همه هدفم درس باشه 

------------------------------------------------------------------------------ 

همیشه عکاسی رو دوس داشتم...عکسای خوبی هم می گیرم......هر دفع خواستم بروم کلاس عکاسی به دلایلی نشده اما امروز کلی مطالب عالی ذرباره عکاسی از سایت www.yadbegir.com دانلود کردم که کلی به سواد عکاسی ام اضافه میشه...هورااااا

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 1 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 03:41 ب.ظ | نویسنده: بانو | چاپ مطلب 1 نظر
   1      2     3     4     5      ...      17   >> صفحات وبلاگ